| تبلیغات | X | |

در ادامه مطلب مطالعه فرمایید

درياي زيباي مازندران كه براي هميشه چشمنواز است، صحنههاي زيباي جنگلهاي بكر و دست نخورده دو هزار و سه هزار، دشتها و مراتع زيبا، بويژه جاهاي زيبايي مثل درياسر كه در ارديبهشت ماه دريايي از گل آن ميبينيد و نقطه نقطهاي كه آن رودخانههاي خروشان و پرآب از ميان كوهها و درهها ميگذرد، موجب ميشود تا آدمي ساعتها آنجا بنشيند و فكر كند و خدا را شاکر باشد به خاطر اعطاي توانايي بصري كه ميتوان با آن زيباييها را ديد و ثبت كرد.
زيباتر از همه و شايد ملموستر از همه، تنفس در هوايي است كه خلوصش در برخي مكانها به بالاترين حد ممكن ميرسد، اكسيژن خالصي كه ريهها را التيام ميبخشد.
شهسوار يكي از بهترين شهرهاي شمالي است كه زيباييهاي طبيعي زيادي را در خودش جاي داده است، آن هم در فاصلهاي كمتر از 10 كيلومتر. جالب است كه ميتوانيد در فاصلهاي كمتر از 10 كيلومتر، جنگل، رود و دريا را ببينيد زيرا بسياري از شهرها هستند كه در مناطق كوهستاهي قرار دارند يا فقط در يك دشت بنا شدهاند يا فقط كنار دريا هستند و فاصله زيادي با جنگل و كوه دارند. ولي شهسوار تمام اين زيباييها را يكجا دارد.
هرچند من هم مثل بسياري از شما، هميشه از ديدن صحنه زشت ساخت و سازي كه معمارياش هيچ ربطي به فضايش ندارد، اذيت ميشوم. مثلا درباره جنگلهاي دو هزار و سههزار، براي مايي كه اهل آنجاييم، زماني سفر آغاز ميشود كه جادهها تمام ميشود؛ سفري چندساعته با پاي پياده در مناطق بكر اين جنگلها. كافي است كه شما زحمت بيشتري بكشيد تا از اين زيبايي بينظير برخوردار شويد.
من اين معماريهاي جديد در فضاي شلوغ را نميپسندم. خودم در روستاي سيب كلايه خانهاي گِلي دارم كه براي استراحت مطلق و تفريح به آنجا ميروم. هرچند معتقدم كه آنجا نيز بافت شلوغي پيدا كرده است.
شهرهاي شمالي ايران آثار ديدني و تاريخي هم دارند، ولي بايد يادآور شوم كه جايي مثل شمال، با رطوبت بالا معمولا نميتواند اماكن قديمي را حفظ كند. مناطق كويري و خشك اماكن تاريخي بيشتري دارند. مثلا اگر تخت جمشيد در شمال بود، رطوبت و رشد گياهان چيزي از آن باقي نميگذاشت.
البته به نظر من كوير هم زيباست، ولي زماني كه اقامتم در اين گونه شهرها زياد ميشود، ناخودآگاه به اين فكر ميافتم كه بايد بروم.
وقتي شما جايي زندگي ميكنيد كه پر از درخت و حيات و سرسبزي و آبادي و سرزندگي است، مسلما زندگي در كوير برايتان سخت ميشود، زيرا به جايي رسيدهايد كه تا چشم كار ميكند خاك است و خاك و براي به دست آوردن يك قطره آب بايد جان كند.
ولي جالب است كه ساكنان كوير بسيار متفكر و سختكوشند. كسي كه در مازندران زندگي ميكند هيچگاه به اين فكر نميكند كه بايد آب، مايه حيات را به دست آورد، ولي اولين دغدغه كشاورز مناطق كويري كسب آب است. مثلا پدر من زمين كشاورزي داشت.
شما هم ديدهايد كه مزارع كشاورزي شمال غرق در آبند و ما به تنها چيزي كه فكر نميكرديم، آب بود.
من به خاطر اجراي كنسرتها و برنامههاي هنريام، تمام زندگيام را در سفر گذراندهام. تقريبا هفتهاي نيست كه بگذرانم و در آن به سفر نرفته باشم. سفرهايم به ايران هم محدود نميشود. مثلا در عيد امسال براي اجراي كنسرت به ايتاليا رفتم و شهر بسيار زيباي ونيز را ديدم.
من اين سفرهاي مداومم را براساس زماني كه در اختيار دارم، برنامهريزي ميكنم. اگر فرصت باشد، ميكوشم تا به ديدن مناطق بكر بروم. به نظر من هنوز غار عليصدر در همدان بكر است يا قلعه فلكالافلاك در خرمآباد.
جالبتر از اين دو، من در كرمان به جاي دوردستي به نام كوهبنان رفته بودم كه اسم يكي از خيابانهاي آن را ماركوپولو گذاشته بودند. مردم منطقه معتقدند كه ماركوپولو از آنجا عبور كرده است.