تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
techtip
تراوین




موسيقي تيتراژ تخصص مي‌خواهد s

درباره وبلاگ

در دی ماه سال ۱۳۵۱ در خانواده ای هنردوست در شهر تهران متولد شد. در سنین کودکی به حدی به موسیقی علاقه مند بود که صدای هر سازی، خصوصا سنتور وی را شدیدا تحت تاثیر قرار میداد. در سن ۹ سالگی با استفاده از وسائل ابتدائی توانست سازی شبیه به سنتور بسازد و خود را با نواختن آن سرگرم کند. با توجه به این علاقه وافر، والدین او یک ساز سنتور برای وی تهیه کردند و جالب اینکه او توانست بدون هیچگونه آموزش قبلی، این ساز را به درستی کوک کند و بنوازد! البته در آن زمان به دلیل سکونت در یکی از شهرستانهای شمال کشور، امکان دسترسی به استاد برای وی میسر نبود و او تنها از طریق مراجعه به کتابها و نوارهای کمک آموزشی میتوانست امر فراگیری را دنبال کند که خوشبختانه به همین روش در مدت کوتاهی به پیشرفت قابل توجهی دست یافت. همچنین در کنار فراگیری نوازندگی، هنر آهنگسازی و خوانندگی را با علاقه دنبال می نمود. به هر حال در تمام این دوران او مجبور بود که خود، استاد خود باشد. فعالیت حرفه ای وی از سال ۱۳۷۰ در زمینه های نوازندگی، آهنگسازی، تنظیم، نظارت بر ضبط و تولید آثار موسیقی آغاز شد. حاصل این تلاش آثار متعددی در گونه ها و فرمهای مختلف موسیقی است که به صورت کاست و CD منتشر شده است. وی از سال ۱۳۷۵ با تشکیل گروه هنری مهرآوا ضمن همکاری با صدا و سیما کنسرتهای متعددی را در ایران و مراکز معتبر علمی و فرهنگی کشورهایی چون انگلستان، روسیه، اسپانیا، ژاپن (فستیوال مین اون)، کره، هندوستان، مالزی و … به اجرا در آورده که همگی آنها به لطف الهی با موفقیت روبرو بوده است.
دسته بندی : <-EntryCategory->

موسيقي تيتراژ تخصص مي‌خواهد

در ادامه مطلب

«مي‌گن فرشته روزه‌شو با گريه افطار مي‌كنه‌/‌ فرشته مي‌دونه كه نور ظلمتو بيدار مي‌كنه» اوج شهرت مجيد اخشابي وقتي بود كه اين شعر را در تيتراژ پاياني سريال خاطره‌انگيز «گمگشته» خواند. اگرچه پيش از آن نيز او با آهنگ‌هاي متعددي براي علاقه‌مندان موسيقي چهره‌اي شناخته شده و محبوب بود، اما پس از سريال گمگشته اخشابي به اوج رسيد و از آن پس ترانه‌هاي تيتراژ بسياري از برنامه‌ها و سريال‌ها با صداي او مزين شدند. ترانه‌هايي مثل محله بنده‌نواز يا تيتراژ سريال خانه به دوش «خرمن نكاشته‌هامون‌/‌ چشمه نگو آتش فشونه‌/‌ بشمريم نداشته‌هامون‌/‌هزار هزارتا كهكشونه» او موسيقي تيتراژ را كاري تخصصي و سخت مي‌داند و معتقد است آهنگساز و خواننده‌اي كه مي‌خواهد موسيقي تيتراژ بخواند يا بسازد بايد به قول معروف اين كاره باشد.

اگر موافق هستيد گفت‌وگو را با تعريف موسيقي تيتراژ شروع كنيم. آيا اصلا ما در حوزه موسيقي به چنين تعريفي دست يافته‌ايم؟

به نظر من چنين تعريفي داريم. مي‌توان گفت موسيقي تيتراژ نوعي از موسيقي است كه بايد با فضاي تصويري يك سريال و ريتم آن هماهنگ باشد و طبيعي است اين نوع موسيقي با موسيقي منفك و آزاد از هر قيد و بندي فرق مي‌كند.

منظورتان از قيد و بند چيست؟

وقتي قرار است شما براي تيتراژ پاياني يك مجموعه شعري بخوانيد، بايد ضرباهنگ آن شعر و آهنگ با قصه و پيام آن همخوان باشد. همه اينها قيد محسوب مي‌شود. پيام داستان بايد در شعر تيتراژ مستتر باشد. فضاي حسي سريال در موسيقي وجود داشته باشد. اينها مواردي است كه اگر قرار باشد قطعه‌اي را آزاد و بدون قيد و بند بسازيد به آن فكر نمي‌كنيد. ولي در موسيقي تيتراژ شما بايد در قالب حركت كنيد. تهيه‌كننده يا كارگردان به شما مي‌گويد من مي‌خواهم چنين پيامي را در تيتراژ منتقل كنم و شما بايد اين كار را با آهنگ انجام دهيد.

ولي در خيلي از موارد مي‌بينيم عناصري كه شما گفتيد رعايت نمي‌شود و موسيقي تيتراژ هم لزوماً در برگيرنده پيام داستان نيست، يعني تعريف ما از تيتراژ غلط است.

به هر حال اين تعريفي است كه هنوز به طور كامل جا نيفتاده و رعايت نمي‌شود. يعني مرز ميان ترانه و آهنگ آزاد با آهنگ مختص به سريالي خاص مشخص نيست.

و همين مي‌شود كه در برخي موسيقي‌هاي تيتراژ مي‌بينيم بدعتي اتفاق نمي‌افتد و خواننده و آهنگساز براساس خواست محض تهيه‌كننده، اثري را توليد مي‌كنند كه با پيام داستان منطبق نيست...

به هر حال حس و حال خواسته‌هاي دست‌اندركاران هم در جهت پيام داستان قرار مي‌گيرد. مثل اين‌كه شما مي‌خواهيد براي نوروز و بهار قطعه‌اي بسازيد. ناخودآگاه ذهن شما به سمت شور و شادي مي‌رود. شما خودتان را در آن فضا قرار مي‌دهيد كه چه چيزي در اين فضا دوست داريد بشنويد و همان را هم مي‌سازيد.

منظورم اين است كه هركاري تخصص ويژه خود را مي‌خواهد. مثلا الان من با شما گفت‌وگو مي‌كنم. شما مي‌توانيد به من پيشنهاد كنيد كدام بخش مصاحبه تيتر شود، اما نمي‌توانيد براي من تيتر و ليد بنويسيد. اين تخصص من است. تخصص شما هم آهنگسازي و خوانندگي است. وقتي تهيه‌كننده‌اي كه تخصص ندارد مي‌تواند جزء به جزء به شما بگويد چه كاري را انجام بدهيد؟ منظورم اين است كه برخي آهنگسازان و خواننده‌ها كاملا خودشان را در اختيار تهيه‌كننده مي‌گذارند و دقيقا كاري را انجام مي‌دهند كه از آنها خواسته شده...

اين نكته درست است و اين اتفاق دارد مي‌افتد. به همين دليل هم كار سخت شده است. درست است كه كارگردان در كار خود تخصص دارد اما در حوزه موسيقي تخصص كمتري دارد ولي به‌خاطر يكسري نگراني‌ها مي‌خواهد يك قطعه دقيقا مطابق نظرش ساخته شود و هر كسي به زعم خودش تاكيداتي دارد. حالا اين وسط اگر آهنگساز و خواننده تخصص و تجربه نداشته باشند به قول شما اين موج او را با خودش مي‌برد و نتيجه كار اين مي‌شود كه حتي خودش هم نمي‌داند چه ساخته و خيلي وقت‌ها مي‌بينيم كارها اثرگذار نيستند. ارتباطي هم با درام ندارند. من خيلي وقت‌ها با همكاران اينچنيني اختلاف نظر دارم. من مي‌گويم آقا من كه نبايد آنچه را در فيلم گفته يك‌بار ديگر در تيتراژ بگويم. من بايد المان‌هاي خودم را پياده كنم. الحمدلله من هميشه مقاومتي دارم كه با توجه به دانش و تجربه خودم كار انجام مي‌دهم. ولي خيلي وقت‌ها، تهيه‌كننده و كارگردان شعر را انتخاب مي‌كنند و به خواننده مي‌گويند تو فقط بخوان...

خب اين درست است؟

به نظر من منطقي نيست.

اگر چنين برخوردي داريد احتمالا كارهايي هم كه به شما پيشنهاد مي‌شود تعدادش كمتر است، چون براي خودتان حريمي داريد. در صورتي كه برخي تهيه‌كننده‌ها در برابر اين مقاومت شما جبهه مي‌گيرند و سراغ خواننده‌هايي مي‌روند كه چنين حريمي ندارند.

بله تا الان هم اين اتفاق افتاده مثلا سال گذشته در مورد يكي از سريال‌ها تا چند روز پيش از پخش با هم به توافق نرسيديم.

يعني كار آماده شده بود...

بله، كار ساخته شده بود ولي به‌رغم اين‌كه مي‌توانست پر بيننده و پرمخاطب هم باشد و ساعت خوبي هم پخش مي‌شد، قبول نكردم. گفتم آقا من در سابقه كاري‌ام عمارتي ساختم براي خودم حالا با شكوه است يا محقر براي من مهم اين است آن را با كاري كه دوست ندارم خراب نكنم. گفتم بدهيد كسي ديگر بخواند... اتفاقا همان جا گفتم اگر اين كار خوانده شود چيزي از آن در نمي‌آيد و وقتي هم همكار ديگري خواند، نمي‌دانم مشابه ادبي اين جمله چه مي‌شود ولي خلاصه كسي نگفت خرت به چند...

در هر صورت متاسفانه اعتراف مي‌كنم فضاي كار سخت است بخصوص الان كه اعتماد‌ها هم كم شده. موسيقي هم يك امر انتزاعي است و هيچ‌وقت راجع به آن نمي‌شود نظر قطعي داد، مگر اين‌كه كارشناس واقعي باشيد. ممكن است قطعه‌اي ساخته باشم يك مدير يا يك كارگردان خوشش نيايد، اما كار كه پخش مي‌شود مردم خيلي از آن استقبال كنند.

حالا در اين ميان كار ساخت ترانه براي پايان سريال سخت‌تر است و سبك و سياق و تفكر ويژه‌اي مي‌خواهد. به همين دليل است كه مي‌بينيم خيلي از آهنگسازان كه كارهايشان خيلي خوب است تصنيف پاياني سريال را خوب نمي‌سازند.

اتفاقا مي‌خواستم همين سوال را بپرسم. چقدر از اين آثار تخصصي ساخته مي‌شوند؟

بیشتر آهنگسازان موسيقي متن فيلم‌ها، اثرشان خيلي در حوزه كلام قدرتمند ظاهر نمي‌شود.

يعني از ابتدا اين‌طور بوده يا اين اواخر چنين قضاوتي داريد؟

به نظر من از ابتدا همين‌گونه بوده، يعني كسي كه تمركزش روي كلام است با كسي كه تمركزش بر تصوير و فضاسازي و ساخت موسيقي افكتيو است، دو تخصص جداست.

پس در واقع ما از پايه در اين حوزه خوب وارد عمل نشديم؟ يعني خشت اول را درست نگذاشتيم.

بله، ببينيد مثلا كسي كه موسيقي متن مي‌سازد و بسيار هم در كار خود استاد است الزاما نمي‌تواند موسيقي باكلام خوبي هم بسازد، چون بر اين بخش تمركزي نداشته...

شعري را همين‌جوري سر هم مي‌كند. آخرش بالاخره تصنيفي در مي‌آيد. فضاي تكرار شدن سريال هم كمك مي‌كند كه آهنگي براي دفعات اول كمي جا بيفتد غافل از اين‌كه اگر كاري بخواهد ماندگار شود و باقي بماند واقعا بايد كار خوبي باشد. خلاصه اغلب مي‌بينيم خيلي از آهنگسازاني كه تخصصشان موسيقي فيلم است معمولا كارهاي با كلام آنها به قوت موسيقي فيلمشان نيست.

شما از همكارانتان انتقاد هم مي‌كنيد؟

انتقاد نيست. به نظر من اين يك ويژگي است.

اگر ويژگي باشد كه خيلي بد است، يعني آن هنرمند اشتباه راهي را آمده...

معمولا كار هنر هم اين‌طوري نيست كه به كسي سفارش بدهيد و بگوييد آقا شما كل موسيقي كاري را بساز و او هم متواضعانه بگويد نه من موسيقي متن را مي‌سازم و موسيقي با كلام پاياني را مي‌دهم به كسي كه تخصص اين كار را داشته باشد. كسي اين كار را نمي‌كند. مي‌گويد خودم همه را مي‌سازم. البته همين الان هم مي‌بينيم گاهي تيم موسيقي متن از تيم موسيقي پاياني جدا مي‌شود.

البته آسيب چنين كاري هم اين است كه مي‌بينيم موسيقي تيتراژ با موسيقي متن همخواني ندارد...

بله، اصلا در يك فضاي ديگر است... به هر حال اين را هم بايد گفت كه كار بسيار سختي است و به نظر من مثل حل يك معادله چند مجهولي است. شايد خيلي از خواننده‌هاي قديم ترانه‌ها را متناسب با حس و حال خودشان مي‌ساختند و اتفاقي هم نمي‌افتاد ولي ما الان جامعه مدرن‌تري داشته و انتظار داريم موسيقي هم خاص‌تر باشد و براي لحظات ويژه‌مان موسيقي خاص داشته باشيم. مثلا شايد صد يا دويست سال پيش اگر موسيقي توصيفي به فصول و ويژگي‌هاي خيلي عظيم و خاص طبيعي يا انساني معطوف مي‌شد الان شما براي خشكسالي كه سفارش توليد موسيقي داشتيد يا شاعر براي آلوده نكردن طبيعت بايد شعر مي‌گفت اين كار را سطحي مي‌كند.

نظارتي براي اين‌كه كار سطحي توليد نشود وجود ندارد؟

در حال حاضر مي‌شود گفت نظارت، ذهن تهيه‌كننده، كارگردان و مديران شبكه است، بعد از توليد كار ممكن است نظارتي صورت بگيرد چون بايد از معبر مركز موسيقي سازمان عبور كند و براي پخش مجوز بگيرد، ولي اين نيست كه قبل از توليد كار روي آن اعمال نظر و برنامه‌ريزي شود.

حالا از يك طرف ديگر اين موضوع را بررسي كنيم كه چرا اين كار اينقدر ميان خوانندگان استقبال می‌شود. بخصوص خواننده‌هاي جوان‌تر خيلي دوست دارند عنوان كنند مثلا من تيتراژ فلان سريال را خوانده‌ام.

داشتن كنداكتور پخش يكي از بارزترين خصيصه‌ها و ارزش‌هاي اين نوع كار است، چون ما در رسانه كنداكتوري مشخص و معين براي موسيقي نداريم كه مثلا به شما نويد بدهند ساعت 4 عصر صداي مجيد اخشابي پخش مي‌شود. همه چيز درهم است...

خب اينجا يك پرانتز باز كنم. اگر جشني در تلويزيون باشد و بخواهند سه خواننده دعوت كنند حتما يكي از آنها شما هستيد. پس اين كار براي شما كه وسوسه نبايد داشته باشد چون به اندازه كافي ديده و شنيده شده‌ايد، مي‌خواهم بگويم خواننده اگر خوب باشد در همان كنداكتور سه نفري هم جاي مي‌گيرد. اگر او را نمي‌آورند شايد توانمندي لازم را ندارد...

خب اين خواننده اول بايد معرفي شود كه او را بشناسند و دعوتش كنند...

ولي، ميان اين دوستان گاهي خواننده‌هايي را مي‌بينيم كه سال‌ها كار كرده‌اند، چند تا آلبوم هم بيرون داده‌اند، اما از آنها استقبال نشده. وقتي مخاطب او را نپذيرفته با تيتراژ فيلم مي‌خواهد خودش را تحميل كند؟

بعضي‌ها به غلط فكر مي‌كنند اين يك روش موفقيت است، در حالي كه به نظر من فقط يك راه است كه امكان دارد زود بازده باشد، چون كنداكتور پخش مشخصي وجود ندارد. نماآهنگ هم كه نداريم. وقتي كاري روي تيتراژ قرار مي‌گيرد بعد به آرشيو مي‌رود و بعدها هم در راديو و ميان برنامه‌ها پخش مي‌شود، پس مي‌تواند براي خواننده نويد خوبي باشد. در ضمن وقتي آهنگي در پايان سريالي كه ساعت مشخصي پخش مي‌شود قرار مي‌گيرد، ناخودآگاه براي آن خواننده برد تبليغي دارد. حالا اگر كيفيت داشته باشد همه استقبال مي‌كنند، اگر هم خوب نباشد كه مخاطب تعارف ندارد و بي توجه عبور مي‌كند.

پس در واقع او دارد به نوعي آزمون و خطا مي‌كند؟

مي‌شود گفت يك آزمون و خطاي زود بازده...

يعني رسانه ملي جاي آن است كه خواننده‌ها بيايند آزمون و خطا كنند؟

متاسفانه به نكته‌اي اشاره مي‌كنيد كه گاهي درست است.

تيتراژ پاياني چقدر به جذب مخاطب براي سريال كمك مي‌كند؟

خيلي زياد.

ولي مثلا سريالي مثل «راه طولاني» الان دارد پخش مي‌شود. تيتراژ پاياني با كلام هم ندارد. به نظر شما مانع براي مخاطب ايجاد كرده است؟ خيلي از سريال‌هاي موفق سال‌هاي پيش موسيقي باكلام تيتراژ نداشتند ولي مورد استقبال مخاطب قرار گرفتند. اين چه الزامي است كه در سال‌هاي اخير باب شده و نتيجه هم آن مي‌شود كه خيلي وقت‌ها موسيقي تيتراژ با پيام سريال ارتباط معنايي ندارد؟

به هر حال نمي‌توان منكر شد كه موسيقي تيتراژ يك ضريب موفقيتي به كار اضافه مي‌كند. وقتي تصاوير با موسيقي همراه مي‌شود، تأثيرگذاري دوچندان دارد و مي‌تواند در لحظاتي كه تصوير وجود ندارد و فقط ترانه پخش مي‌شود تداعي‌كننده خاطره آن تصاوير باشد. خيلي از موسيقي‌ها هست كه به محض شنيدن، خاطره آن سريال را براي ما زنده مي‌كند.

مثل موسيقي سريال «پدرسالار»، خب اگر اينقدراهميت دارد و بر موفقيت كار مي‌افزايد چرا نام خواننده در همان تيتراژ در انتها مي‌آيد و مخاطب اگر مي‌خواهد بداند صداي چه كسي را مي‌شنود بايد يك فهرست بلند بالا را بخواند؟

متاسفانه اين همان عدم تثبيت جايگاه خواننده و موسيقي تيتراژ است، در حالي كه خواننده جزو عوامل اصلي سريال محسوب مي‌شود...

ما بازيگران زيادي را مي‌شناسيم كه شرط مي‌گذارند اسمشان كجاي تيتراژ و به چه طريقي بيايد، اما انگار خواننده‌ها اهميتي برايشان ندارد. فقط مهم اين است صدايشان شنيده شود.

بله، متأسفانه اين هم درست است (مي‌خندد) اميدوارم نقد و روشنگري شما و همكارانتان مورد توجه قرار بگيرد. بالاخره با همين گفت و گو‌ها و نقدها مي‌توان فضاي بهتري ايجاد كرد.


برچسب ها:
1 2 3 4 5
02:29 | 5 تیر 1391
کد های کاربر
 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ

جاوا اسكریپت

آمار وبلاگ
» بازدید امروز : 566
» افراد آنلاین : 1
» بازدید دیروز : 138
» بازدید ماه : 703
» بازدید سال : 565
» کل بازدیدها : 38455
» مجموع اعضا : 4
» تعداد مطالب : 115
» تعداد نظرات : 18